تبلیغات
سه گانه - مطالب تاریخی
 
سه شنبه 23 اسفند 1390 :: نویسنده : اشکان نورالدینی (مالک)
سوختن غم هایتان در آتش ۴شنبه سورى آرزوى مااست،۴شنبه سوریتان مبارک باد.

خدایا افرادی را که در چهار شنبه سوری شرکت می کنند به راه راست هدایت کن و محافظشان باش

چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی ؟

خدایا محافظ افرادی که در چهارشنبه سوری شرکت میکنند باش تا روز عید را به خوبی و کنار خانواده شان باشند.

امشب در شهرم اتش روشن است 
آمـــــــــــیـــــــــــن




درباره چهارشنبه سوری (ادامه مطلب)


نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کریسمس یکی از روزهای مقدس سال است که به سالروز میلاد حضرت عیسی بن مریم(ع) اشاره دارد، اما به طور کلی جشن کریسمس تولد مسیح(ع) تحت تأثیر سنتها و رسوم سکولار جشنهای زمستانی چون ساتورنالیا قرار گرفته است.
سنتهای کریسمس دربرگیرنده نصب تصویر سنتی تولد مسیح، تزئین درخت کریسمس و تبادل هدیه و کارت تبریک و حضور بابانوئل در شب عید کریسمس است و محورهای این عید بر ترویج حسن نیت، بخشندگی، مهربانی و گردهمایی های خانوادگی استوار است.
کریسمس به صورت سنتی روز ۲۵ دسامبر برگزار میشود، اما برخی کلیساهای ارتدکس شرقی روز ۷ ژانویه را به عنوان کریسمس جشن میگیرند که با ۲۵ دسامبر در تقویم جولیان یکسان است. این تاریخها تنها سنتی بوده و به نظر نمیرسد تاریخ حقیقی تولد مسیح چنین روزی بوده باشد.
کریسمس در بسیاری از کشورهای سراسر جهان جشن گرفته میشود و این امر به چگونگی پراکندگی مسیحیان و فرهنگ غربی و ترکیب آن با جشنهای زمستانی ارتباط دارد. علی رغم نفوذ شایع سنتهای کریسمس آمریکایی و بریتانیایی که در فیلمها، ادبیات، تلویزیون و سایر رسانه ها مشاهده میشود، سنتهای متعددی به منظور جشن کریسمس هنوز هم در مناطق و محلهای مختلف برگزار میشوند.
جشنهای زمستانی پیش از کریسمس
در سنتهای بسیاری از فرهنگها جشن زمستانی از جشنهای بسیار محبوب تلقی میشود و بخشی از آن به کم شدن کارهای کشاورزی در فصل زمستان برمیگردد، از دیدگاه دینی ایستر (عید پاک) مهمترین جشن در تقویم کلیسایی بوده و کریسمس از اهمیت کمتری برخوردار بود، از سوی دیگر کلیساهای اولیه به جشن گرفتن تولد اعضای کلیسا معترض بودند. برتری جشن کریمسمس در دوران مدرن از بسیاری لحاظ منعکس کنده تأثیر فزاینده سنت جشنهای زمستانی است که در آن میان میتوان به جشنهای ساتورنالیا، ناتالیس سولیس ایویچتی، یول اشاره کرد.
در عصر رومنها، جشن ساتورنالیا مشهورترین جشن زمستانی و زمان استراحت، جشن، شادی و پایان قوانین رسمیمحسوب میشد. این جشن به احترام ساتورن از ۱۷ تا ۲۴ دسامبر برگزار میشد اما در دوره امپراطوری این جشن از هفت به پنج روز تقلیل یافت.
ناتالیس سولیس ایویچتی روز ۲۵ دسامبر تحت عنوان "تولد خورشید مغلوب نشدنی" جشن گرفته میشد و دربرگیرنده ستایش الههها و خدایان خورشید بود. الگابالوس امپراطوری رومی (۲۲۲-۲۱۸) بنیانگذار این جشن بود که مجبوبیت آن در دوران اریلیان به اوج خود رسید. روز ۲۵ دسامبر همچنین تاریخ انقلاب زمستانی است و این جشن نشان دهنده عدم مغلوب شدن خورشید در زمستان بود. بسیاری از نویسندگان اولیه مسیحیت تولد دوباره خورشید را به تولد مسیح نسبت داده اند و کاتولیکها استدلال میکنند که جشن سول اینویکتوس همان تاریخ کریسمس و میلاد مسیح است.
جشن یول در اواخر دسامبر و اوایل ژانویه برگزار میشد و هدف از آن احترام و ستایش خدای رعد بود؛ یک کنده بزرگ چوب را با این اعتقاد بود که هر جرقه رعد بیشتر باشد نشان دهنده تعداد خوک یا گوسالهای است که سال آینده متولد خواهد شد آتش میزدند و جشن تا سوختن کامل کنده ادامه داشت و گاهی به ۱۲ روز میکشید. از آنجا که اروپای شمالی از آخرین بخشهایی بود که به مسیحیت روی آورد جشنهای غیر مسیحی آنها تأثیر بسیاری بر شکلی گیری جشن کریسمس داشت. اسکاندیناویها هنوز هم کریسمس را یول مینامند، که این کلمه به تدریج در زبانهای انگلیسی و آلمانی معادل کریسمس شد.
خاستگاه های جشن کریسمس
به درستی مشخص نیست که چه زمان و چرا ۲۵ دسامبر را به تاریخ تولد مسیح نسبت دادند، چرا که عهد جدید هیچ تاریخی را در اینباره ذکره نکرده است. ***توس جولیوس آفریکانوس نخستین مورخ مسیحی بود که شرح وقایع جهانی را آغاز کرد در رایج کردن این ایده که مسیح روز ۲۵ دسامبر متولد شد نقش محوری داشت. این تاریخ نه ماه پس از تاریخ آبستن شدن حضرت مریم(س) (۲۵ مارس) محسوب میشود. از سوی دیگر ۲۵ مارس تاریخ اعتدال بهاری بوده و خلق حضرت آدم (ع) تلقی میشود.
مسیحیان در دوران اولیه ظهور مسیح بر این باور بودند که ۲۵ مارس تاریخ مصلوب شدن مسیح است.
تعیین تاریخ میلاد مسیح(ع) در ابتدا الهام بخش برگزاری جشن و سرور نبود. ترتولیان از متألهان اولیه مسیحیت میلاد مسیح را به عنوان جشن مهمی در کلیسای رومیآفریقا تلقی نکرده است. در سال ۲۴۵، اوریگن فیلسوف و متأله مسیحی یونانی جشن گرفتن میلاد مسیح را تقبیح کرد و اظهار داشت که تنها گناهکاران روز تولد خود را جشن میگرفتند.
نخستین اشاره به جشن کریسمس (میلاد مسیح) در تقویم فیلوکالوس مشاهده میشود که در سال ۳۵۴ در روم گردآوری شد. در شرق نیز مسیحیان تولد مسیح را به عنوان بخشی از عید تعمید مسیح و دیدار سه مرد حکیم ستاره شنان ایرانی از عیسی جشن گرفته میشود؛ اگرچه این جشن بر تعمید مسیح تمرکز دارد. پس از مرگ والنس امپراطور طرفدار عقاید اریوس در نبرد ادیرنه سال ۳۷۸ جشن کریسمس در شرق رنگ بیشتری به خود گرفت، اما این روند در قرن چهارم بیش از پیش مجادله برانگیز بود و پس از آنکه گریگوری نازیانزوس در سال ۳۸۱ به عنوان اسقف منصوب شد این جشن از میان رفت و در سال ۴۰۰ با انتصاب جان کریستوستوم بار دیگر به قوت خود باز گشت.
قرون وسطی
اوایل دوران قرون وسطی روز کریسمس تحت تأثیر جشن تعمید مسیح بود و در غرب بر دیدار سه مرد ستاره شناس ایرانی از نوزاد مسیح تمرکز میکردند. اما تقویم قرون وسطی تحت نفوذ تعطیلات مربوط به کریسمس قرار گرفته بود. برجستگی کریسمس پس از امپراطوری شارلمان تقویت شد، چرا که مراسم تاجگذاری وی در روز کریسمس سال ۸۰۰ و ویلیام اول پادشاه بریتانیا روز کریسمس سال ۱۰۶۶ انجام شد.
در اواسط قرون وسطی تعطیلات کریسمس به قدری پررنگ بود که وقایع نویسان و مورخان به کرات اشاره کرده اند که بسیاری از نجیب زادگان و اشراف کریسمس را جشن میگرفتند. ریچارد دوم پادشاه انگلستان در سال ۱۳۷۷ جشن کریسمسی برگزار کرد که ۲۸ گاو و ۳ هزار گوسفند به عنوان غذا سرو شد. سرود خواندن در جشنهای کریسمس نیز از قرون وسطی شکل گرفت، اما بسیاری از نویسندگان آن زمان این گروه های موسیقی را تقبیح کرده و اظهار داشتند که این شیوه ممکن است به ادامه یافتن سنتهای ساتارنولیا و یول منتهی شود.
اصلاحات دهه ۱۸۰۰
در طول دوره اصلاحات مسیحیت، پروتستانها جشن کریسمس را به عنوان تجملات کلیسای کاتولیک و پاپها محکوم کردند. کلیسای کاتولیک نیز به واسطه افزایش مؤلفه های دینی این جشنها به انتقاد پروتستانها واکنش نشان داد. طی جنگ داخلی بریتانیا، در سال ۱۶۴۷ پروتستانهای هوادار ساده زیستی و سخت گیری مذهبی کریسمس را ممنوع کردند اما طرفداران کریسمس در چندین شهر تظاهرات کرده و به مدت چند هفته کنترل کانتربری (مقر اسقف اعظم انگلیس) را در دست گرفتند. در سال ۱۶۶۰، دوران بازگرداندن چارلز دوم به سلطنت این ممنوعیت از بین رفت، اما هنوز هم برخی از روحانیون انگلیکن با استناد به استدلالهای پروتستان با جشن کریسمس مخالف هستند.
در آمریکا که مستعمره انگلستان بود، پیوریتنها (پروتستانهای هوادار ساده زیستی و سختگیری مذهبی) با کریسمس مخالفت کردند و جشن کریسمس از سال ۱۶۵۹ تا ۱۶۸۱ در بوستن غیرقانونی تلقی میشد. در همان زمان ساکنان ویرجینیا و نیویورک مراسم کریسمس را آزادانه برگزار میکردند، پس از انقلاب آمریکا به علت نسبت دادن کریسمس به رسوم انگلیسی جشن کریسمس محبوبیت خود را از دست داد.
طی دهه ۱۸۲۰ که تنشهای فرقه ای در انگلستان آرام شده بود، نویسندگان بریتانیایی نسبت به از بین رفتن و کمرنگ شدن جنش کریسمس ابراز نگرانی کردند و تلاشهایی در راستای احیای این سنتها صورت گرفت. کتاب ترانه کریسمس چارلز دیکنز که در سال ۱۸۴۳ منتشر شد نقش مهمی در خلق مجدد کریسمس با محور خانواده، حسن نیت و مهربانی ایفا کرد.
اوایل قرن نوزدهم علاقه به کریسمس در آمریکا به واسطه چند داستان کوتاه نوشته واشنگتن ایروینگ احیا شد. مهاجران آلمانی و آمریکایی هایی که پس از جنگ داخلی آمریکا به کشور بازگشتند سهم مهمیدر آوردن سنتهای کریسمس اروپایی به قاره آمریکا برعهده داشتند. کریسمس در سال ۱۸۷۰ به عنوان یکی از تعطیلات فدرال ایالت متحده اعلام شد.
قرن بیستم و پس از آن
در سال ۱۹۱۴، نخستین سال جنگ جهانی اول میان سربازهای آلمانی و بریتانیایی آتش بس موقت وغیر رسمیشکل گرفت و سربازان هر دو طرف اقدام به خواندن سرودهای کریسمس کرده و جنگ را متوقف کردند، از سوی دیگر داستانهای بسیاری درباره این آتش بس روایت شده اما شواهدی مبنی بر وقوع این رویداد وجود ندارد.
اواخر قرن بیستم ایالات متحده با مناقشه ای برسر ماهیت کریسمس و جایگاه آن به عنوان جشن دینی یا سکولار مواجه شد، چرا که برخی به رسمیت شناختن کریسمس را به عنوان تعطیلات فدرال نقض قانون جدایی کلیسا و دولت میدانند و این امر چندین بار در دادگاه های مختلف مطرح شد و دادگاه عالی ایالات متحده روز ۱۹ دسامبر ۲۰۰۰ حکم داد که به رسمیت شناخت روز کریسمس به عنوان تعطیلات رسمیو عمومینقض کننده قانون جدایی دین از حکومت نیست چرا که این روز یک هدف واضح سکولار در پی دارد.
نگرانی هایی که در رابطه با ترکیب ماهیت سکولار با کریسمس مسیحی وجود داشت در قرن بیست ویکم نیز ادامه دارد. در سال ۲۰۰۵ برخی از مسیحیان همراه محافظه کاران آمریکایی علیه سکولار شدن کریسمس تظاهرات کردند. برخی اعتقاد دارند که کریسمس با روندهای سکولار یا اشخاص و سازمانهای ضد مسیحی مورد تهدید واقع میشود.





نوع مطلب : تاریخی، مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : علی احمدی

باستان شناسان مصری در حفاری نزدیک کانال سوئز بقایای قلعه ای را کشف کردند که به نظر می آید بزرگترین منطقه نظامی در دلتای شرقی باشد.
این بقایا پی یک شهرک نظامی را آشکار کرد که در ۱۵ کیلومتری شمالی ترین نقطه قنطارای غربی قرار دارد. مساحت این شهرک در حدود ۳۸۰ در ۶۲۵ متر است و دارای دیواری به دور خود به عرض ۱۳ متر است.

منطقه دفنا که این شهرک در آن کشف شده است، از قدیم به عنوان یک پایگاه مرزی استراتژیک در برابر دشمنان مصری شناخته می شد. رامسس دوم در قرن ۱۳ قبل از میلاد این منطقه را برای برپایی قلعه نظامی انتخاب کرد. پادشاه دیگری بعد از او به نام Psammetichus I پادگانی با سربازهای خارجی تاسیس کردن تا از مرزهای شرقی مصر دربرابر مهاجمان حفاظت کند.

با توجه به شواهد به نظر می آید پادگان کشف شده در رابطه با پادگانی باشد که در بالا ذکر شد و توسط Psammetichus I ساخته شده.
یکی از استحکامات در مسیر «راه های هروس»، که یک کانال ارتشی و تجارتی باستانی می باشد و مصر را به دنیای شرق وصل کرده و دافنایی نام دارد، توسط هرودت مورخ یونانی نام برده شده و از آن به عنوان محل نگهبانی در دوره Psammetichus I در برابر مهاجمین عرب و آشوری یاد شده.

اولین حفاری مربوط به این پادگان در سال ۱۸۸۶ توسط مصرشناس انگلیسی فلیندرز پتری انجام شد و این محل به عنوان کمپی برای سربازان یونانی اجیر شده توسط Psammetichus I شناخته شد پس از آن این محل در طول سالیان توسط باد دچار فرسودگی شد و به زمینی هموار تبدیل گردید و برای سالها متوقف ماند.
اسپنسر از اعضای موزه بریتانیا که کتابهای زیادی درباره مصر نوشته می گوید: ما در این منطقه به دنبال کشف ارتباطاتی میان مصر و یونان باستان هستیم .

در این حفاری تعداد بسیار زیادی ظروف سفالی به دست آمد که بعضی ساخت محلی و بعضی دیگر وارداتی هستند. بشقاب سفیدی با خط هیروگلیف، ظروف سرامیک قرمز و مشکی تزیین شده، سنگهایی که بعنوان سمباده استفاده می شده است و چیزهای دیگری که نشانگر حجم بالایی از فعالیت تجاری میان مصری باستان، شرق نزدیک و یونان بوده است.

علاوه بر این پیکان های کشف شده از زیر شن صحرا این ایده که منطقه هدف نظامی داشته است را تقویت می کند. مهمتر از همه یک معبد ساخته شده از خشت یافت شد که دارای سه تالار بود و تعدادی انبار ذخیره مهمات در اطراف آن ساخته شده بود.
حفاری در این منطقه تا سال ۲۰۱۰ ادامه خواهد یافت.





نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : علی احمدی

پولینزی- آتلانتیس

اکنون که به دورة تاریخی ملل متمدن نزدیک می‌شویم، باید یادآور شویم که نه تنها از لحاظ ناچاری تنها به ذکر یک قسمت از هر فرهنگ مورد بحث می‌پردازیم، بلکه اساساً موضوع بحث ما عدة کمی از مدنیتهایی است که ممکن است در زمانی بر روی کرة زمین وجود پیدا کرده باشد. ما هرگز نمی‌توانیم این همه داستانهایی را که در طول دوران تاریخ پیوسته ذکر آنها بر زبانها بوده و حکایت از تمدنهایی دارد که روزی در اوج شکوه بوده و ناگهان به واسطة آفات طبیعی یا جنگها از میان رفته و هیچ اثری برجای نگذاشته، نشنیده انگاریم؛ آنچه با کاوشهای تازه از جزیرة کرت و سومر و یوکاتان به دست آمده و تمدنها و فرهنگهایی را در این سرزمینها نشان داده، خود، دلیل است بر آنکه احتمال قطعی دارد که افسانه‌ها مشتمل بر مقدار زیادی حقایق باشد.

اقیانوس کبیر لااقل خرابه‌های یکی از چنین تمدنهای گم‌شده را دربردارد. مجسمه‌های تناور جزیرة ایستر، داستانهایی که راویان جزایر پولینزی از ملل نیرومند و جنگاور جزایر ساموآ و تاهیتی نقل می‌کنند، و نیز مهارت هنری و حساسیت شاعرانة مردم کنونی این کشورها، همه دلیل روشنی است که شکوه و عظمت کهنی در این نقاط بوده و از بین رفته، و بخوبی آشکار می‌سازد که مردم این سرزمینها از آن کسانی نیستند که تازه‌پا به دایرة فرهنگ و تمدن می‌گذارند، بلکه از آن دسته هستند که به اوج تعالی رسیده و اینک مراحل تنزل را می‌پیمایند. از طرف ‌ دیگر، در اقیانوس اطلس، میان جزیرة ایسلند و قطب جنوب یک برجستگی عمق اقیانوس دلیل تازه‌ای است که افسانة قدیمی و جذاب افلاطون را تأیید می‌کند؛ مطابق این افسانه، سابق براین، جزیرة بزرگ یا تقریباً قاره‌ای میان اروپا و آسیا وجود داشته و براثر حوادث ارضی به زیر آب فرورفته است. شلیمان، که در واقع زنده‌کنندة شهر ترواست، عقیده دارد که این قاره یا آتلانتیس حلقة اتصال میان دو فرهنگ اروپا و یوکاتان بوده و مصر تمدن خود را از همین آتلانتیس اخذ کرده؛ از کجا معلوم که امریکا، خود، همین آتلانتیس نباشد که در عصر حجر جدید با مدنیتهای افریقایی و اروپایی ارتباط داشته است. ممکن است هر چه امروز دست بشر به آن می‌رسد و نام اکتشاف پیدا می‌کند، تجدید اکتشافی از عصرهای گذشته باشد.

بدون شک می‌توان، همان طور که ارسطو عقیده داشته، چنین پنداشت که جهان مدنیتهای فراوان دیده و به بسیاری از مخترعات و اسباب تجمل دست یافته و پس از آن، در نتیجة ویرانی، یاد آن خاطره‌ها محو شده است. چنانکه بیکن می‌گوید: تاریخ همچون تخته پارة کشتی است که بر روی گردابی شناور است، و آنچه از آن تباه شده و از میان رفته بیش از آن است که بر جای مانده؛ تنها مایة تسلی خاطر ما آن است که بگوییم همان طور که لازم است فرد بشری بسیاری از چیزها را که با آنها تصادف می‌کند به دست فراموشی سپارد تا خردش زایل نشود، همان طور هم نوع بشر از میراث سرشار آزمایشهای فرهنگی خود آنچه را درخشنده‌تر و نیرومندتر یا بهتر قابل ثبت و تدوین بوده به خاطر نگاه داشته است. این میراث بشری را، اگر ده یک آنچه هم اکنون هست می‌بود، یک نفر انسان نمی‌توانست بتمامی اخذ کند و به خاطر بسپارد. با وجود این، خواهیم دید که داستان انسان به اندازة کافی کامل است.





نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : علی احمدی

معمولا تصور می شود بهترین راه پرهیز از جانبداری در تاریخ این است که از مورخان بخواهیم هنگام بررسی شواهد برای یافتن پاسخ پرسش های خود، بی طرف و مستقل بمانند. ولی از آنجایی که استقلال و بی طرفی را نمی توان تضمین کرد، به نظر من بهترین روش پای بندی آگاهانه سفت و سخت به عقلانیت در نوشته های تاریخی است. این پای بندی عبارت است از جست و جوی آگاهانه شواهد ناسازگار با فرضیه مرجّح [(ترجیح داده شده)]، پیش از دفاع کردن از درستی آن فرضیه.

 





نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 بهمن 1390 :: نویسنده : علی احمدی

Ancient Egypt 91 Tarikhema.ir  عهد قدیم و امپراطوری باستانی مصر | تاریخ ما Tarikhema.ir

حدود بیست و نه قرن پیش از میلاد مسیح (۲۹۰۰ سال پیش از میلاد مسیح) سومین سلسلۀ مصر[۱] که خاستگاه آن بنا به مستندات تاریخی در ممفیس[۲] واقع در مصر سفلا بود شکل گرفت ودارای نظام دیوانی ، قضایی، سپاه و نظام تولید و اقتصاد شد و به همین دلیل و براساس همین مستندات تاریخی ، برتری تاریخی یا به سخن دیگر اولویت به مصر سفلا تعلق گرفت . کرونیست ها آغاز امپراطوری باستانی مصر را با آغاز زمام داری این سلسله می دانند. همزمان با تأسیس این سلسله، سلسله یا حکومتی معارض و مخالف آن نبوده است و یا حداقل در منابع تاریخی از آن نام برده نشده است.

نخستین پادشاه این سلسله «زوزر»[۳] نام داشت که بنای کهن ترین اهرام پله دار[۴] یعنی «هرم ساکارا»[۵] را به وی نسبت داده اند و پس از آن سلسلۀ چهارم[۶] زمام دارشد .مهمترین فراعنۀ این سلسله خئوپس (کئوپس)[۷] ، خفرن (سنفرو، خفو،خفرو)[۸] و میکرینوس [۹]، بنیانگذاران یا به سخن دیگر طراحان و سفارش دهندگان اهرام با عظمت«جیزه»[۱۰] در نزدیکی ممفیس می باشد. هم اکنون پرداختن به چگونگی ساخته شدن این هرم ها ،چگونگی تأمین مصالح ساختمانی و انتقال آنها به مصر و سرانجام به ممفیس، نوع معماری و شیوۀ ساختنه شدن و آرایش اندرون آن سخن گفتن بی فایده است .

Ancient Egypt Pyramids Tarikhema.ir  300x241 عهد قدیم و امپراطوری باستانی مصر | تاریخ ما Tarikhema.irاهرام مصر باستان – شاهکار معماری جهان

مصریان به این ترتیب با روی کار آمدن سلسۀ چهارم به استخراج معادن مس ،برخی ازسنگ ها ازجمله فیروزه پرداختند.این روند دردورۀ زمام داری سلسلۀ پنجم[۱۱] با اندکی تحول وگسترش دنبال شد ومصریان که ازآن زمان نیز ثروتمند بودند، ثروتمند تر شدند تاریخ مصر نشان می دهد که عظمت اهرام ثلاثۀ مصر می رساند که فراعنه و مردم دارای چه زندگی مرفه و پیشرفته ای بوده اند. مصریان لباسهای گران قیمت می پوشیدند و دارای خانه های زیبا ومحکم بودند .معابد و تأسیسات عمومی پیشرفته وازغنای مالی و اندوخته ها برخورداربودند ودرسایۀ این رفاه وامکانات فوق العاده، امنیت وآسایش نیز به طورکامل درسرتاسرمصر حاکم بود.

باطلوع سلسلۀ ششم[۱۲] مصرکشتیرانی دردریای سرخ ورود نیل گسترش یافت وکشتی های مصریان به مسافات دور می رفته وپیوند های تجاری و مبادلات کالا با سرزمین های دور ونزدیک داشته اند. درهمین مقطع زمانی کشتی های عظیم وغول پیکری به آب انداخته شده که مملو ازسربازان بودند که با هدف کسب غنائم به سرزمین های دیگر رفته ودر سواحل دیگر لنگرمی انداخته اند. این کشتی ها درطول و یا درمسیر رود پرآب نیل از آبشارها گذشته وپس از غارت اموال ودستبردهایی که درمسیر راهشان که دردریا و چه درخشکی انجام می دادند، با غنائم بسیار واموال وکالاهای فراوان به جایگاه اولیه شان باز می گشتند .به این ترتیب باید گفت که این عمل را نباید صرفاً راهزنی یا سرقت دریایی دانست، بلکه بیشتر به معنای پیشرفت مصریان و گرایش آنها به گسترش قلمرو امپراطوری سلسلۀ ششم بوده است. بدیهی است که این سیاست متوقف نشد، بلکه استمرار یافت.بدیهی است که قلمرو قدرت واختیارات پادشاه (فرعون)به طور مستمردرحال افزایش بوده است.

سلسله مراتب [۱۳] در دستگاه ها ی دولتی ، سازمان های دولتی ، نیروهای نظامی و اولویت مقام ها در بین وزیران ، پیشکاران ، فرمانداران ، قضات و دبیران بطور کامل و دقیق رعایت می شد ، بدیهی است که در چنین شرایطی شمار عوامل اجرایی کشوری و نیروها ی لشکری زیاد بود و در کنار آنها روحانیون که از قدرت و احترام فراوان بهره مند بودند و پایین تر از آنها انبوه عظیم مردم، یعنی پیشه وران ،کشاورزان و دامپروران که جمعیتی انبوه ، ولی تیره بخت و زیردست و فاقد هرگونه حقوق شهروندی و اجتماعی و سیاسی بودند ، زندگی می کردند. درواقع این گروه آخر بیشترین و سنگین ترین بار جامعه ودربارو دیوانیان را به دوش می کشید . زندگی مردم در مصر از هم اکنون حالت طبقاتی پیدا کرده بود و معاش اقشار متوسط و نیز تهی دست جامعه از راه شکار، صیدماهی، کشاورزی و گله داری تأمین می شد. جانوران گوناگون بیش از آنچه امروز در مصر وجود دارد در آن زندگی می کرده اند. اسب آبی، نوعی غزال معروف به آهوی مصری ، گاو وحشی و … شکار حیوانات و صید ماهی به وسیلۀ نیز خمیده و کمانی شکلی که از چوب های سخت مقاوم و دیرشکن و در عین حال سنگین تهیه می شد ، صورت می گرفت. مصریان برای شکار جانوران سلاح ها و ابزار مناسب شکار آنگونه جانوران به کار می برده اند. چنگک، تور، تیروکمان و پیکان از سلاح های مؤثر و ابزار مقام مصریان برای شکار بوده است.درزمینۀ دامپروری، پرورش اکثر چهارپایان چون خر، گاو، خوک، بز، گوسفند و… معمول بود. مصریان به عنوان پرورش دهندگان اسب شهرت ندارند.اسبان سومری که اسبان آشوری که بعدها به نام واقعی شان اسبان عربی در منابع معرفی شده اند، جزو اقلام صادرات سومر ودیگر کشورهای بین النهرین به مصر بوده است.

در زمینۀ کشت وزرع ، کشت گندم، جو و پرورش درخت مو وانواع سبزی ها رواج داشت.مصریان پرورش مو را از فنیقی ها یادگرفته و داشتن تاکستان بین یونان و فنیقیه مشرک است. مصریان هرگز تاکستان های خوب نداشته و در صدر انگور، کشمش و دیگر فرآورده های این محصول شهرتی در جهان نداشته اند. مصریان برای کشاورزی و به هنگام بذرافشانی ، زمین موردنظر را با خیش های چوبی شخم می زدند و گندم و جو را با داس ها سنگی و مسی درو می کردند و خوراک بیشتر مردم غلات، حبوبات و انواع سبزیجات و ماهی بود.

منابع تاریخی و به ویژه آثارکرونیست های سریانی و مورخان یونانی تأکید می کنند که مصریان کمتر نیاز به لباس های گرم و زمستانی داشته اند. در نتیجۀ گرمای فوق العادۀ هوا، مردم پوشاک سبک و ساده ای که ازنخ تهیه شده بود برتن می کردند. به هنگام بروز گرمای طاقت فرسا معمولاً نیم تنه ای کوتاه به اصطلاح لنگ مانند که از پارچۀ نخی و به سخن دیگر کرباس سفید یا روشن بود به کمتر می بسته اندو کفش های روباز به پا می کرده اند . مردها سر خود را می تراشیدند . هرودت وقتی در جبهه های جنگ سربازان مصری را با سپاهیان هخامنشی مقایسه می کند ، از قول ناظران گفته است که تشخیص سربازان مصری از پارسی آسان بود، سربازان مصری دارای موی کوتاه و یا سرتراشیده و عمدتاً تیره رنگ و پارسیان دارای موهای مجعد، بلند قامت و چالاک بوده اند.

زنان مصری فوق العاده زیبا بوده اند. استفاده از لوازم زینتی و حمل فلزات گرانبها و زیبا ویژۀ ثروتمندان و طبقات مرفه و درباریان و دیوانیان و خانواده های صاحبمنصبان لشکری و کشوری بوده است. حلقه، دستبند، گردن بند در میان مصریان رواج کامل داشته و برخی از مردان نیز از این گونه لوازم استفاده می کردند. کارگران، دهقانان و افراد فرودست جامعه به خاطر تنگدستی در کلبه های چوبی و حصیری یا گِلی که هیچ گونه وسیله و اسبابی برای آسایش نداشت و از هیچ نوع تجهیزاتی برخوردار نبود، زندگی می کرده اند. به این ترتیب نظام طبقاتی روزبروز ماهیت واقعی خود را بیشتر نمایان می ساخت.[۱۴] درباریان ، اشراف، اغنیا و بزرگان لشکری و کشوری در خانه هایشان از تختخواب، چهارپایه، صندوق و میزگرد استفاده می کرده اند.

پیشرفت در زمینه های هنری از جمله در قلمرو صنایع دستی در مصر باستان زیاد بوده است. مهمتر از همه صنعت پارچه بافی گزارش شده است . افزون بر این تهیۀ کفش، نجاری، زرگری و سنگتراشی نیز رواج قابل توجهی داشته است . تولیدات کارگاهی به صورگوناگون و تنوع فراوان نیز رواج و رونق قابل توجهی داشته است. مسافرت ها به وسیلۀ قایق، کشتی و چهارپایان و نیز تخت روان انجام می گرفته است. از میان همۀ هنرها تنها آثار قابل ملاحظه ای از معماری و بناهای مذهبی یا مقبره ها باقی است. از معابد مصریان آثار قابل توجهی باقی نمانده است. حال آنکه مقابر مصریان به میزان انبوه به صورت مقابر انفرادی گورهای دسته جمعی و اهرام به دست آمده است. مقابر خصوصی ، فردی و اشرافی نیز در کشفیات باستان شناسی شناسایی شده اند، این گونه مقابر به شکل سکوی برجسته ای است که زیر آن اطاقی تعبیه شده و تابوت چوبی یا سنگی حاوی جسد را در آن قرار می داده اند. مصریان از به کار بردن تابوت های فلزی کاملاً پرهیز می کرده اند.

اهرام مصریان و یا به اصطلاح مقابر هرمی از توده های عظیمی از سنگ های تراش که دارای اشکال هندسی بوده اند، بدون ملاط ساخته می شده و تعداد آنها که به دست آمده از هشتاد مقبره بیشتر نیست. گقتنی است که در معماری میسن[۱۵] نیز سنگ های عظیم را به وزن و حجم زیاد بدون ملاط بر روی هم گذاشته وساختمان های عظیم را به این ترتیب می ساخته اند. مقابر هرمی که هم اکنون از آن نام بردیم جملگی در مصر سفلا و در ناحیۀ ممفیس به دست آمده است. زیرا ممفیس مرکز قدرت مصر سفلا و محل زندگی اشراف و اغنیا بوده است. نمونۀ بارزی از این مقابر هرمی ، هرم خئوپس است که بلندترین هرم و ۱۳۸ متر ارتفاع دارد واین گمان که ساختن این بنا نتیجۀ زحمات طاقت فرسا و کار سنگین و تلاش فراوان کارگران، بردگان و اسیران جنگی برای ساختن این بناها که آرامگاه ابدی فراعنۀ مصر بوده و با گذشت هزاره ها و قرن ها همچنان استوار مانده است، انسان را دچار حیرت و شگقتی می کند. گفتنی است که تحلیل گران کماکان براین باورند که این اهرام زیرنظر مستقیم سه فرعون نامبرده(خئوپس، خفرن و میکرینوس[۱۶])؛ با طراحی و اجرای معماران و محاسبان برجسته به وسیلۀ همین کارگران، بردگان، اسیران که اکثر دارای تخصص بوده و هنرمندانی نیز در میان آنها بوده اند، ساخته و پرداخته شده است. از رموز و چگونگی پی ریزی این بناهای مقاوم و ضد زلزله و سایر حوادث هیچ کس تاکنون مطلع نشده است.

دربارۀ حجاری و پیکر تراشی نیز از روی تندیس های زیبا و عظیمی که از خفرن و پپی[۱۷] و همچنین مجسمه معروف «دبیر نشسته»[۱۸] در دست است، می توان به پیشرفته بودن و درجۀ کمال این هنر پی برد. اساس و منشأ خط مصریان، آنگونه که از نمونه های کهن کتابت و نشانه گذاری های مصریان برمی آید، ابتدا علائم و نشانه هایی برای بیان فکر و معنایی[۱۹] مخصوص بوده و از این علائم برای نشان دادن صداها و کلمات استفاده می شده است.

خط مصریان نیز مرحله ای به نام تصویر نگاری[۲۰] را پشت سر گذاشته است، بدین معنی که مصریان آنچه را که می خواستند بگویند، نخست ترسیم می کردند. این مرحله به مرحلۀ پیکتوگرافی یا خط ترسیمی معروف است، که سومریان نیز همین مرحله را و فنیقی ها نیز همانند آن را سپری کرده اند. برای ترسیم اشیاء و عناصر و کرات سماوی و هرچیز دیگر ، تصویر در آغاز معرف بیان و خواست مصریان بود، مثلاً برای گفتن و نمایاندن خورشید، ماهی، ماه، درخت، گاو، آب، آتس و… نخست به کشیدن تصویر آن اقدام می کردند که نشانه و نماد ثابتی در سرتاسر مصر بود. به تدریج خط هیروگلیف [۲۱] یا خط مقدس [۲۲] به وسیلۀ مصریان مورد استفاده قرار گرفت، هیروگلیف های مصریان که نمونه هایی از آن بر روی پاپیروس [۲۳] های مصر باستان به دست آمده و در موزه ها نگهداری می شود ، در آن علامت و رمز جای گزین تصویرنگاری یا نقاشی و ترسیم اشیاء، ابزارو… می شد. این مقدمۀ پی بردن به الفبای مصریان بود؛ با این علائم و رموز دیگر تنها خورشید ترسیم نمی شد، بلکه کاتب می توانست روز را بنویسد و برخی علائم چند معنی داشتند، مثلاً علامتی به شکل تبرهم به معنای پروردگار بوده است. این بدان جهت است که خدایان دارای اقتدار و نیروی فراتر از آدمیان بوده اند و به این دلیل تبر نشانۀ آن نیرومندی و قدرت به شمار می آورده است. کمتر مردمانی به اندازۀ مصریان در راه رسیدن به خطی کامل رنج برده اند. خطی که مصریان به مراحل نهایی آن است یافتند ،تنها به وسیلۀ کاهنان معابد که صلاحیت و نیاز آن را داشته اند، به کار برده می شد. دبیران مصری از کاهنان معابد شیوۀ نگارش و کاربرد خط را فرا گرفتند.

گفتنی است که در بابل قدیم نیز وضع به همین صورت بود و نظر به این که جامعه به وجود و فعال شدن طبقه ای به نام «دبیران» نیازمند بود ، گروهی که استعداد و شایستگی فراگیری خط و رموز دبیری را داشتند، به وسیلۀ کاهنان معابد بابلی تعلیم داده شده و طبقۀ دبیران را به وجود آوردند. مصریان بنابر عادتی که داشتند نه تنها از علوم و فنون و هنرهای پر رمز و راز آنان کسی آگاه نمی شد و یا به سخن دیگر به کسی یاد نمی دادند، بلکه حتی خط مصریان قدیم نیز در خارج از مصر شناخته نشد و انتشار نیافت، ولی به خاطر زیبایی علائم آن در تزیین بناها به کار می رفت و با نهایت دقت و ظرافت علائم بی شمار آن را برسنگ ها حکاکی و نقاشی می کردند. خط هیروگلیف پس از آنکه مصریان آن را به کمال رساندند ، به همراه آزادی شان از دست مصریان رفت یعنی خط و آزادی را باهم از دست دادند.

نخستین کسی که توانست خط هیروگلیف مصریان را به یونانی برگردانده و آن را بخواند، شامپولیون[۲۴] بود که با زحمات زیاد توانست نوشته های لوحۀ معروف یه «لوحۀ رشید» را که به خط هیروگلیف و یونانی بود بخواند- بدیهی است که به کمک خط و ترجمۀ یونانی آن توانست با هیروگلیف آشنا شود و به رموز آن، پی ببرد. شامپولیون در سال۱۸۳۱ میلادی پرده از این راز کهن برداشت. دومین خطی در که مصر باستان متداول و در مقایسه با خط هیروگلیف یا خط مقدس مصریان به مراتب آسان تربوده است،خط عامه یا «خط دموتیک» [۲۵] بوده است. در خط دموتیک هر صوت[۲۶] به صورت نشان یا علامت ویژهای مشخص و نمایش داده می شد . به روایتی این خط از محدودۀ طبقۀ دبیران نیز فراتر رفت ودر مدارس و مراکز علمی- فرهنگی مردم آن را فرا گرفتند. به خاطر محدود بودن علائم آن، نوشتن متون علمی چون فلسفه ، طبیعیات و متافیزیک و… با این خط ممکن ومیسر نبود.

مصریان درزمینۀ اعداد ، محاسبات و ریاضیات نیز از همان آغاز پیشرفته تر از بسیاری مردمان دیگر روی کرۀ زمین بوده اند. مردم مصر به جز علامت صفر ، از یک تا ده و از ده تا صد ، از صد تا هزار و از هزار تا ده هزار را می شناخته و محاسبه نیز می کرده اند.

تقویم نجومی مصریان که یونانیان نیز از آن شگفت زده شده اند بدین ترتیب بوده است که از طلوع تا غروب آفتاب را یک مقطع زمانی و از یک طلوع تا طلوع دیگر را به چند بخش و به روایتی از همان آغاز به بیست و چهار بخش تقسیم کرده اند. یک شبانه روز را در عدد سی ضرب کرده و یک ماه و دوازده برابر آن را یکسال می دانسته اند . در مبحثی دیگر گسترده تر به این مسائل و در رابطه با علوم عقلی – انسانی ، دینی ، تجربی و به ویژه پزشکی و هنر جراحی در قلمرو این دانش خواهیم پرداخت.

در دورۀ امپراطوری قدیم تغییر قابل ملاحظه ای دردیانت مصریان به وجود آمده است. صفت انحصاری فناناپذیر و جاودانه زیستن که ویژۀ فراعنۀ بود ، به خانواده های سلطنتی ، بزرگان و نجبا نیز رسید، منتها بقای روح و جاودانگی آن پس از مرگ در صورتی تحقق می یافت و عملی می شد که شخص (صاحب روح) در دورۀ زندگی دنیوی اش جانب عدالت و انصاف را رعایت کرده باشد. خدای دیگری نیز در این ایام در جمع خدایان بی شمار مصریان باستان راه یافت و به جمع آنان پیوست. این رب النوع با عظمت «رع»[۲۷] نام داشت . این رب النوع تجسم خورشید بود و ستایش آن رواج و رونق فوق العاده یافت و با بیشتر خدایان کهن و سنتی مصریان همطراز و برابر شناخته شد.

با روی کار آمدن سلسله های هفتم و هشتم ، قدرت فراعنه رو به کاهش نهاد و از مقام ومنزلت آنان بیش از گذشت کاسته گردید. فرمانداران ایالات همه به دنبال کسب خود مختاری و استقلال بودند و سرانجام قدرت را از دست زمام داران ممفیس گرفتند.

منشأ پادشاهان سلسله های نهم ودهم در تاریخ مصر باستان از «هراکلئوپولیس»[۲۸] بود.

این تحول عظیم شرایطی به وجود آورد که دیوانیان و روحانیان را به یک تجدیدنظرکلی در قلمرو قوانین ، معابد، نظام اداری، امور دیوانی و به ویژه اقتصاد و فرهنگ و اوضاع اجتماعی، واداشت.





نوع مطلب : تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
سه گانه
| برترین وبلاگ تفریحی ... |
درباره وبلاگ

وبلاگ سه گانه وبلاگی تفریحی برای همه ی مردم ............

•••گانه

مدیر وبلاگ : اشکان نورالدینی (مالک)
صفحات جانبی
نظرسنجی
به نظر شما کدام شبکه سریال هایش در ماه مبارک رمضان بهتر است ؟







آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :